تبليغاتX
(●̮̮̃•̃) دخـــــــــتر آسمونی(●̮̮̃•̃)

(●̮̮̃•̃) دخـــــــــتر آسمونی(●̮̮̃•̃)

   <-BlogDescription->      

رسیدم به آخــــــــــــر ،،،

نایت اسکین

دارم میرم شکلکــ های آینـ ـ ـازکه فقط یکمی هوا بخورمشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ ... شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآفقط یکمی هوا شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ...شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ شاید هوا خوریم مدت زیادی به طول انجامید شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ. . .شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ شاید هم اینقدشکلکــ های آینـ ـ ـاز هوا خوردم که ترکیدم

خلاصه اینکه اصل مطلب هواخوریه شکلکــ های آینـ ـ ـاز. اکسییژن و شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ. . .شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ اینا شاید ی گاز جدید هم تو هوا کشفیدم ، اونوقت میشم یه مغز نو پا و بهد فرار میکنم و بهد میشه فرار مغزهاشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ .. .شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآبگذریم شکلکــ های آینـ ـ ـاز، شکلکــ های آینـ ـ ـازشلوغش کردم

اینا که دارم مینویسم جمله های آخره ولی نمیرم که بمیرمشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ . شکلکــ های آینـ ـ ـاز. .شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآنیمدمم که بمونم ولی دیگه بار وشکلکــ های آینـ ـ ـاز بندیل و بستیمو رفتنی شدیم

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآسخنرانی نمیکنم فقط میتونم بگم ممنون از همراهیتونشکلَــَک هآی آنیکــــ ـآ و منم برم دنبال سرنوشتم . . .

 

شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآiNД♪  شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ            

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میـــــــــــــــنا 

๑ بـــــــرای همــــــیشه ๑

نگاه نسترن ها بود/اگر بانگی در آن خاموش/میپیچید

نسیم بال قوهابود/اگر برگی در آن آرام/می لرزید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میـــــــــــــــنا 

بعد از 4ماهcome back

 

عمو و زن عمو و دختر عمو و پسر عمو اومده بودن خونمون. پسرعمو ک دبستان و ایناست و همونجا روی مبل خوابش برد. منم درس داشتم و دیر از اتق اومدم بیرون ، وقتی رفتم طرف عمو اولا ک حواسش ب فوتبال بود (حال میکنی چقد بهمون توجه دارن ) بعد هم ک بلند میگم سلام تازه ب خودش اومده دست بده ک دختر عموم گفت :بابا الان تو شوکه که تو تا حالا کوجا بودی (اصلا حال میکنی چقد ب موقع از اتاق میام بیرون) بحث داغ خانوم ها در مورد روز عروسی زن عموم بود ک مامان میگفت تو روز عروسیتون نوار بندری منو دردیدن . مهسا (دخترعموم) میگفت : اٍاٍاٍاٍاٍاٍ مینا این همون نوار بندری نبود ک من و تو خرابش کردیم ؟ ( حالا روز عروسی مامانش منو مهسا کوجا بودیم؟ اصلا موجودیت داشتیم آیا؟ ) مهسا میگفت : مامانی یادت هست وقتی از آرایشگاه میومدی من و مینا جلوی در منتظرت بودیم و بازی میکردیم؟

مهسا : مینا یادته چقد براشون قر دادیم؟ (کلن خوشحاله این مهسا واس خودش )

خب دیگه بعد از گذر چند ماه این چند خط برای اعلام موجودیت ، زنده بودنمان، زندگی کردنمان و در سلامتی کامل بودنمان نوشتیم

اخبار نوشت : ترم اول یونی ب اتمام رسید .الان اعلام میکنم ک دیگه مهندس شدیم رفت ، توروخدا اینقد مهندس مهندس نگید بهم ک همه میگن دیگه خسته شدم ( مینای جوگیر )

من نمیدونم نوشت 1 : من نمیدونم این همه ملت از بوفه خرید میکنن هیشکی بهشون هیچی نمیگه همینکه من و دوستم میخوایم بعد از اندی سال یه پفک نمکی بخرم باید ب همه گویندگان متلک هم تعارف کنم؟؟؟؟ (البته من از این لطفا نمیکنم و تعارف نکردم)

من نمیدونم نوشت 2 :من نمیدونم چرا تو روز بارونی من نباید پله رو ببینم و بین هوا و زمین لیز نخورم .دقت کنید "نخورم" و ب جاش یه نمه جیغ بکشم؟

من نمیدونم نوشت 3 :من نمیدونم چرا یک ماه برو همه جاها دنبال کفش مورد نظر ولی نیابم و در آخر با کفش تق تقی برم تو سالن یونی و رو اعصاب همه باشم ؟

من نمیدونم نوشت 4 : من نمیدونم چرا کارت دانشجویی اونم تو دومین دانشگا آزاد کشور باید 6ماه بعد آماده بشه؟

من نمیدونم نوشت 5 : من نمیدونم چرا ادبیات باید پیش بخورم ؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے اصلا یکی بگه ربط ادبیات ب شیمی چیه؟SHOCKED.gif اصلا چرا بعد از 12سال ک درس عمومی خوندیم دوباره باید تو این مکان کوفتی هم درس عمومی کوفت کنیم؟

من نمیدونم نوشت 6 : من نمیدونم چرا ملت ب جا 2تادونه خودکار با خودشون جامدادی میارنشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے و بعد هم وسط کلاس همش پخش میشه و از اون دور دورا شنیده میشه که : ای وای مداد رنگیاش ریخت ؟!

من نمیدونم نوشت 7 : من نمیدونم چرا وقتی استاد میگه جنتلمنا جواب بدن ، یکی از لیدی ها جواب میده؟ یعنی واقعا جنسیت خودش برا خودش مشخص نمیباشد ؟ آیا؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

من نمیدونم نوشت 8 : من نمیدونم چرا ی عده بی کس ،تنها، سرمازده، خسته و ...اینا باید با پله تا طبقه سوم برن اونوقت یه اکیپ بیکار نشستن آواز میخونن؟ آخه اونوخت چرا اونوخت؟

من نمیدونم نوشت 9 :من نمیدونم چرا یک ساله دارن میگن کارت ملی و شناسنامه و کوفت و کوفتنامه و کفته قلقلی و میخوانهوشمند کنن ولی اقدام نمیشه؟ اونقت میگم میخوان یارانه افرادی ک بالای یک میلیون حقوق میگیرن قطع کنن و در عرض 2سوت ونیم قطع یشه ؟ اونوخت آخه چرا اونوخت ؟

من نمیدونم نوشت 10 : من نمیدونم چرا کامم و گوشیم هردو باید باهم خراب بشن و بعد بهت بگن فعلا درس داری و تا اطلاع ثانوی خراب باقی می ماند؟شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ عجب گرفتاری شدیماااشکلکای رمینـــــــآ......ای زندگی ...

من نمیدونم نوشت 11 : من نمیدونم چرا وقتی استاد داره ب طور جدی تدریس میکنه ، طرف میاد میگه استاد اینارو ک تو دبیرستان بهمون یاد ندادن؟؟؟؟

خب یکی نیست بگه طرف تو خودت ای کیوت پایینه چرا تمرکز بقیه مهندسای گرامیو بهم میزنی؟شکلکای رمینـــــــآ آخه چرا؟

جالب انگیز نوشت : مینا در طبقه اول فلان ساختمان در حال گام برداشتن بود ک ناگهان به پله ها برخورد و هم اکنون دریافت ک باید بسی از پله ها بالا برود ، هنوز چند پله بالا نرفته بود ک در همان جا ولو شد بعد اطرافش را دید زو و فقط 2موجود زنده جز خودش یافت ک یکی دوستش بود ک اورا همراهی میکرد و در آن لحظه از خدنه ریسه میرفت و یک پسرک ک زوم شده بود ولی مثل اینکه خنده اش در گلویش قفل شده بود و مینا در آن لحظه ب خود آمد و همانند میگ میگ تا طبقه چهارم بالا رفت

شکلک های رمیــ ـنآجیز نوشتشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ :تو جاده بودیم ُ، حالا ک ما اومدیم سبقت بگیریم یهو همه ماشینا حمله کردن و اومدن ول شدن تو جاده  ، شده بود مثل این کارتون پلنگ صورتی ک همینکه پاشو میزاشت تو جاده همه ماشینا رد میشدن

هنوز ۲ساعتم از خوردن کباب کوبیده ناهار نگذشته بود که من به قول مامای ک بهم میگه گربه خونه  گشنه شدم و بیکسوت مادر ویت چایی خوردم :) کلی حال داد بیکسوییت بچگیامو خوردم :)

www.smilehaa.org

نکته نوشت : باید ب این نکته توجه داشت که این پست بنده ب معنای بازگشت این جانب نمیباشد و فقط و فقط برای دل خودم ، سرگرمی و غیره.... نوشته شده. همین وبس.

 

نکته ۲ نوشت : جا داره بگم==> من آمده ام وای وای من آمده ام.......

شکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآشکلک های رمینــــآ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میـــــــــــــــنا 

مسافـــ ـ ـرت تابستــــ ـ ـونی

 

 

نایت اسکین

 

قبل از مسافرت

روز قبلش عصر گشنم شده بود و میخواستم برم سراغ کیکایی که بین راه میخواستیم بزنیم به بدن ولی مامان مچمو گرفت و نشد! . . . و من شکست کیکی خوردم

بهدش میخواستم برم سراغ بیکسوتایی که فروغ (زن داداشم ) به مرضیه (خواهرم ) داده بود و اونارو بپیچونمو بخورمشون ولی بازم لو رفتم . . . و من شکست بیکسوتی خوردم

بهد بهشون گفتم برای خود خود خودم فخط خودم کیک بخرید و گفتن داریم و نخریدن . . . و من برای دومین بار در زندگی شکست کیکی خوردم!

عمق شکستو حس کردین؟ خیلی سخته 2 بار تو زندگی شکست اونم از نوع کیکیش . . .

ولی در آخر به صورت کاملا زیرکانه بیکسوتارو پیچوندم از مرضیه و خوردمشون و فخط 3 دانش موند و دیگه شکست بیکسوتی نخوردم . . . این یکی عمق نداشت

اولا حرکتمون ی جا بوی الکل میومد و فروغ (زن داداشم ) گفت بوی الکل میاد که منم گفتم آره ، ته بو به گلابی میخوره! و بهدش مرضیه (خواهرم) گفتش : آره ،ته بو یکم به سیبم میخوره!

فروغ بهمون گفت : فکرکنم خیلی گشنتون باشه دارید آلبالو گیلاس میچینید!

( آخه هنوز صبحونه نخورده بودیم و حرکت کرده بودیم که بین راه نوش جان بنماییم )

بین راه یهووو ی بادی اومد شدید که همه صورتمو چپ و راست کرد! بهد دیدم بهلا! مامان خانوم پنجره شو کشیده پایینو ما هم سیستممون بهم ریخت!

 

ی سگ بغل جاده بود که مرضیه بهم نشونش داد و چه سگه تپلی هم بود! گفتم چه زندگی بهش ساخته! آخه معمولا سگای تو جاده لاخر و مانکن بودن و نا امید از زندگی میومدن وسط جاده برا خودکشی!

برای اولین بار یک عدد خر تو تونل دیدم . خرم خرای قدیم میرفتنو تو سبزه ها لیلی بازی با خرای پایه! حالا این مدرناش تو تونل قرار میزارن مرومو بیچاره کنن! تونلم شدید تاریک دریغ از بسی روشنایی!

 

وقتی اصف رسیده بودیم و من حوصلم سریده بود رفتم مث دخملای خوف و آروم نشستم تو آشپزخنه پیش بقیه که در تدارک شام فعال بودن ، بهد دیدن من خیلی دخمل خوفیم و هیچ کاری نمیکنم و دست به چیزی هم نمیزنمو چیزی هم خراب نمیکنمو سر و صدا هم ندارمو چیزی هم نشکوندم و . . . اینا بهم شکلات دادن اونم شکلات تلخ که خیلی میدوستم! بهله دیگه ما اینیم!

 

تقریبا ی ظهر تا شب تو مشهد مهمون دختر عمم بودیم خونشون طبقه سفم آپارتمان بود ،شب وقتی خواستیم بخوابیم به مرضیه گفتم بیا باهم از پنجره بپریم پایین! مرضیه بهم گفت : تو دوباره چه قرصی خوردی؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میـــــــــــــــنا  |